حرفهای ناب

به همین سادگی ...

 
ساعت ٥:۳٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۱ شهریور ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

 

گفتم : خدایا ؛ سوالی دارم ...

گفت : بپرس ...

گفتم : چرا هر موقع من شادم همه با من می خندند ؟

ولی وقتی غمگینم ؛

کسی با من نمی گرید !!!

خدا گفت :

خنده را آفریدم برای جمع آوری دوست ؛

و غم را برای انتخاب بهترین دوست ...

 


 
ثروت
ساعت ٦:٤۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٧ شهریور ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

 

اگر روزی تصمیم به محاسبه ثروتت گرفتی ؛

پولهایت را مشمار !

کافی است

قطره اشکی بر گونه ات بریزی ...

تعداد دستانی که آن را پاک می کنند ؛

ثروت توست ... !!!

 


 
خدای من
ساعت ٥:٥٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

 

خدای من

" منی " که کنارش

" تو " نباشی

" تومنی " نمی ارزد ...


 
لبخند
ساعت ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٧ شهریور ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

     

      لبخند ﻣﺎﺟﺮﺍﯼ ﻋﺠﯿﺒﯽ ﺩﺍﺭﺩ....

ﺍﮔﺮ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺤﺒﻮﺑﯽ ﻫﺪﯾﻪ ﻧﻤﺎﯾﯽ:

ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ

ﺍﮔﺮ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺷﻤﻨﺖ ﺗﻘﺪﯾﻢ ﮐﻨﯽ:

ﺷﺮﻣﻨﺪﻩ ﻭ پشیمان ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ

ﻭ ﺍﮔﺮ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺷﺨﺼﯽ ﮐﻪ ﻧﻤﯽ ﺷﻨﺎﺳﯽ ﻫﺪﯾﻪ

ﺩﻫﯽ:

ﺑﺮﺍﯾﺖ شکرانه ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮد

پس ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ

ﺯﯾﺮﺍ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﺨﺶ ﺍﺳﺖ....



 
شازده کوچولو
ساعت ٥:۳٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٤ شهریور ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

 

شازده کوچولو پرسید :

از کجا بفهمم وابسته شده ام ؟

روباه گفت :

تا وقتی هست ، نمی فهمی ... !!!


 
چه ظریفانه است ...
ساعت ٥:٠۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٦ امرداد ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

 

چه ظریفانه است !

خلقت قلب آدمی ؛

به کلامی می شکند ...

به لحنی می سوزد ...

به نگاهی جان می گیرد ...

و

به یادی می تپد ...

 


 
دنیا ...
ساعت ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٧ امرداد ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

 

دنیا ؛

چیز بدی نیست ...

... چیز کمی است !!!


 
الهی
ساعت ٥:۳٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٧ تیر ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

 

بارالها…

از کوی تو بیرون نشود

 پای خیالم 

نکند فرق به حالم ....

چه برانی،

چه بخوانی…

 چه به اوجم برسانی 

چه به خاکم بکشانی…

 نه من آنم که برنجم ،

نه تو آنی که برانی..

نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم ،

نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی.

در اگر باز نگردد…

نروم باز به جایی

پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی...

کس به غیر از تو نخواهم ، 

چه بخواهی چه نخواهی...

باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی...



 
دوست
ساعت ٧:٠۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۸ تیر ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

 

دوست یعنی...

 

کسی که وقتی هست، آروم باشی و وقتی که نیست، توی زندگیت یک چیزی رو کم احساس کنی

دوست یعنی اون جمله های ساده و بی منظوری که میگی و خیالت راحته که ازش هیچ سوء تعبیری نمیشه

دوست یعنی یک دل اضافه داشتن.... 

برای اینکه بدونی هربار که دلت میگیره، یک دل دیگه هم دلتنگ غمهات میشه!

دوست یعنی وقت اضافه...یعنی تو همیشه براش عزیزی حتی توی وقت اضافه!

دوست یعنی ....تنهایی هام رو میسپارم دست تو چون شک ندارم که میفهمیشون...

دوست یعنی یک راه دوطرفه....

یک قدم من، یک قدم تو،اما بدون شمارش و حساب و کتاب ...

دوست یعنی من ازبودنت سربلندم نه سربه زیر و شرمنده!

دوست یعنی همیشه یک چیز گرمی رو توی قلبت احساس میکنی که همیشه از خاموش شدنش میترسی

دوست یعنی من

 یعنی تو ...



 
آدمهایی که ...
ساعت ۳:۳٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳ تیر ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

 

 

آدمهایى هستند در زندگیتان؛ 

نمی گویم خوبند یا بد...

چگالى وجودشان بالاست...

 

افکار، 

حرف زدن، 

رفتار،

محبت داشتنشان 

و هر جزئى از وجودشان امضادار است...

 

یادت نمی رود 

"هستن هایشان را.."

بس که حضورشان پر رنگ است و بسیار "خواستنى"...

 

ردپا حک می کنند اینها روى دل و جانت...

بس که بلدند "باشند"...

 

این آدمها را، باید قدر بدانى...

وگرنه دنیا پر است از آن دیگرهاى 

بى امضایى که شیب منحنى حضورشان، همیشه ثابت است. . .

 

 


 
نامه خدا به انسانها
ساعت ٥:۳٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۳۱ خرداد ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:


 

صبح که بیدارشدی نگاهت میکردم، اما متوجه شدم که خیلی مشغول انتخاب لباسی که میخوای بپوشی هستی، فکرمیکردم یه لحظه وقت داری به من بگی"سلام" اما بعد دیدمت که ازجا پریدی، اما درعوض تو به دوستت تلفن زدی. با آن همه کار گمان میکنم که وقت نداری بامن حرف بزنی. متوجه شدم قبل ازنهار هی دوروبرت را نگاه میکنی؛ شاید خجالت میکشیدی، یادم نکردی!

بعد از انجام چندکار درحالیکه تلویزیون نگاه میکردی، شام خوردی، بازم بامن صحبتی نکردی! به خانوادت شب بخیر گفتی و خوابیدی.نمیدانم چرا به من شب بخیر نگفتی؛ اما اشکالی ندارد مگرصبح به من سلام کردی؟!

 

صورتت را که خسته ی تکرارِ یکنواختی های روزمره بود لمس کردم چقدرمشتاقم که بگویم چطور می توانی زندگیه زیباتر و مفیدتری را تجربه کنی، احتمالاً متوجه نشدی که من در کنارت و برای کمک به تو آماده ام.

من آنقدر دوستت دارم که همیشه منتظرتم، منتظر یک سرتکان دادن، یک دعا، یک فکر یا گوشه ای از قلبت که بسوی من آید، به امید روزیکه کمی به من وقت بدهی 

بخاطرخودت!

آیا وقت داری که این نامه را برای دیگرعزیزانم بفرستی؟اگرنه عیبی ندارد من همیشه دوستت دارم ، خدا... 

 

 

 


 
شادی زندگی
ساعت ٦:۳٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

 

هرگز منتظر فردای خیالی نباش !

سهمت را از شادی زندگی همین امروز بگیر ...

فراموش مکن ؛

مقصد همیشه جایی در انتهای مسیر نیست !

... مقصد ؛

لذت بردن از قدمهایی است ...

که امروز بر می داریم ...

 


 
مسابقه
ساعت ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۳ خرداد ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

 

در مسابقه بین شیر و آهو

بسیاری از آهوها برنده می شوند !!

چون شیر برای غذا می دود ...

.. اما آهو ؛

برای زندگی ...

 


 
مزه
ساعت ۳:٤٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ خرداد ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

 

خدایا آسمان چه مزه ای است ؟!

من که تا به حال زمین خورده ام ... !!!


 
فراموشی
ساعت ٤:۱٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۸ خرداد ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

 

فراموش کردن کسی که دوستش داری ؛

مثل به خاطر آوردن کسی است که ...

هرگز او را ندیده ای !!!


 
مهربانی
ساعت ٦:۳٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

 

یک شمع می تواند بدون آنکه خاموش شود ؛

هزاران شمع دیگر را روشن کند ...

مثل مهربانی ؛

که هیچ وقت با تقسیم شدن کم نمی شود !

زیباست که ببینی کسی می خندد ...

و زیباتر اینکه بدانی

خودت باعث خنده اش شده ای ...

 

 

 


 
خوشبختی
ساعت ٤:٤٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

 

خوشبخت ترین آدمها اونایی هستند که ؛

این جمله رو می شوند :

" عیب نداره با هم درستش می کنیم " ...


 
معجزه
ساعت ٤:٥٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

 

خدایا ...

قسمت و حکمتت بماند برای کسانی که درکش می کنند !

برای من نفهم ؛

فقط معجزه کن !!!


 
تلخ است ...
ساعت ٤:۱٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

 

تلخ است ...

همه فکر کنند سرت شلوغ است ؛

... و تنها خودت بدانی ...

چقدر تنهایی !!!


 
آرامش
ساعت ٦:٠٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

 

راز آرامش درون در این است که :

همه چیز را همانطور که هست بپذیری ...

آنگاه با امید و آرامش ؛

در جهت بهبودی آن قدم برداری ...


 
بعضی آدمها ...
ساعت ٤:٠٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

 

بعضی آدمها آدم نیستن ...

خطای دیدن !!!


 
آدم ها و عطرها
ساعت ٥:٢۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

 

به شباهت آدم ها و عطرها فکر می کنم ...

هر کدام با عطری متفاوت ...

گرم ، سرد ، شیرین و تلخ ...

می گویند عطر را از فاصله دور که بزنی ؛

بویش ماندگارتر است !

... راست گفته اند ...

آدمها را هم اگر از دور دوست بداری ...

ماندنی ترند !!!

گویی این روزها نزدیکی ، لطف ماندن را کم می کند ... !!!

 


 
تسبیح
ساعت ۳:٢٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢ اردیبهشت ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

 

تسبیحی بافته ام ؛

نه از سنگ ...

نه از چوب ...

نه از مروارید ...

تک به تک ؛ مهربانی هایت را ؛

به نخ کشیده ام ...

تا برای شادمانیت ؛

 ... دعا کنم !!!

 


 
از تو چه پنهان ...
ساعت ٥:۳٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ فروردین ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

 

از تو چه پنهان ...

آدمها آنقدر دورم زده اند !

که بعید نیست ؛

یکی از همین روزها ...

میدانی را به نامم کنند !!!

 


 
قرص
ساعت ٧:٢٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۸ فروردین ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

 

هیچ وقت قرص هایی که حال آدمو خوب می کنند ...

جای خوب هایی که دل آدمو قرص می کنند نمی گیرند !!!


 
تنهایی
ساعت ۳:٢٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ فروردین ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

 

هر چقدر هم تنها هستی ...

لباس خوب بپوش ...

برای خودت غذای خوب بپز ...

خودت را به صرف قهوه ای در یک خلوت دنج میهمان کن ...

برای خودت گاهی هدیه ای بخر ...

وقتی به روح احترام می گذاری ...

احساس سربلندی می کند !

آن وقت دیگر از تنهایی به دیگران پناه نمی برد !

و اگر قرار است انتخاب کند ...

کمتر به اشتباه اعتماد می کند !

یادت باشد ...

عزت نفس غوغا می کند !!!

 


 
خوشبختی
ساعت ٤:۳۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۸ فروردین ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

 

خوشبختی یعنی ؛

خداوند آنقدر عزیزت کند ...

که وجودت آرامش بخش دیگران باشد !!!


 
دنیای عجیب !!!
ساعت ٤:۱۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ فروردین ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

 

دنیای عجیبی است !!!

هر وقت حرف دلت را زدی ...

دل شنونده را می زنی !!

در شهری که خورشید را به قیمت شمعی نمی خرند ؛

پروانه شدن یعنی تباهی ... !!!

 


 
نوروز
ساعت ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ روز شنبه ٢ فروردین ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

 

فرخنده باد قدوم سبز بهار بر تار و پود طبیعت دلتان ؛

بهاری باد روز و روزگارتان ...

سال نو مبارک 

لبخندلبخندلبخند


 
پازل
ساعت ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۳ اسفند ۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

 

عزیزترین آدمها ؛

مثل پازلن !!!

اگه نباشن ...

نه جاشون پر میشه !!!

نه چیزی جاشونو می گیره !!!

 


 
مقصد
ساعت ٤:٥٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ اسفند ۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

 

مقصد ؛

مال شهر قصه بچگی هاست !

دنیای آدم بزرگ ها ...

فقط " جاده " دارد !!!


 
گاه می رویـم تا برسیـم‎ ...
ساعت ٢:٢٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٦ اسفند ۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

 

گاه می رویم تا برسیم.
کجایش را نمی ‌دانیم.
فقط می‌ رویم تا برسیم ...


بی خبر از آنکه همیشه رفتن راه رسیدن نیست.
گاه برای رسیدن باید نرفت، باید ایستاد و نگریست.
باید دید، شاید رسیده ای و ادامه دادن فقط دورت کند.
باید ایستاد و نگریست به مسیر طی شده ...



گاه رسیده ای و نمی‌ دانی
و گاه در ابتدای راهی و گمان می کنی رسیده ای
مهم رسیدن نیست، مهم آغاز است
که گاهی هیچ روی نمی دهد
و گاهی می شود بدون آنکه خواسته باشی!



پدرم می گفت تصمیم نگیر!
و اگر گرفتی آغاز را به تأخیر انداختن، نرسیدن است
اما گاهی آغاز نکردنِ یک مسیر بهترین راه رسیدن است



گاه حتی لازم است بعد از نمازت بنشینی و فکر کنی،
ببینی که ورای باورهایت چیست؟
ترس یا اشتیاق یا حقیقت؟



گاهی هم درختی، گلی را آب بدهی، حیوانی را نوازش کنی و غذا بدهی؛
ببینی هنوز از طبیعت چیزی در وجودت هست یا نه؟



یا پای کامپیوترت نباشی، گوگل و یاهو و فلان را بی‌خیال شوی
با خانواده ات دور هم بنشینید، یا گوش به درد دل رفیقت بدهی و
ببینی زندگی فقط همین صفحه نمایش و فضای مجازی نیست ...



شاید هم بخشی از حقوقت را بدهی به یک انسان محتاج تا ببینی
در تقسیم عشق در نهایت تو برنده ای یا بازنده؟



لازم است گاهی عیسی باشی
ایوب باشی
و بالاخره لازم است گاهی از خود بیرون آیی و
از فاصله ای دورتر به خودت بنگری و با خود بگویی:
سالها سپری شد تا آن شوم که اکنون هستم ...
آیا ارزشش را داشت؟



سپس کم کم یاد می ‌گیری
که حتی نور خورشید هم سوزاننده است اگر زیاد آفتاب بگیری
می آموزی که باید در باغ خود گل پرورش دهی
نه آنکه منتظر کسی باشی تا برایت گلی بیاورد.
یاد می ‌گیری که می‌ توانی تحمل کنی که در خداحافظی محکم باشی
و یاد می گیری که بیش از آنکه تصور می کردی خودت و عمرت ارزش دارد !


 
انتخاب درست
ساعت ٥:٠٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ اسفند ۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

 

گاهی گردش پرگار تقدیر در دست ما نیست ...

باید بنشینیم و نگاه کنیم !

... اما

مرکز را که درست انتخاب کرده باشیم ؛

دلمان قرص می ماند و آرام ...

 


 
چاشنی زندگی
ساعت ۸:٠٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ اسفند ۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

 

هر روز بیشتر به این واقعیت پی می برم ...

...که ... ؛

زندگی را نمی توان تحمل کرد !

مگر دیوانگی چاشنی آن باشد !!!


 
قصه
ساعت ٤:۱۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۸ اسفند ۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

 

" غصه " هایت را با "ق" بنویس ...

که هرگز باورشان نکنی !

آنگاه فقط " قصه " است و بس ...


 
لبخند
ساعت ۳:۳۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٦ اسفند ۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

 

لبخند تو ؛

تمام تعادل شهر را به هم می ریزد !

تو بخند ...

من شهر را دوباره می سازم !!!


 
زندگی
ساعت ۳:۱۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٢ اسفند ۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

 

از صدای گذر آب چنان می فهمم ؛

تندتر از آب روان ؛

عمر گران می گذرد ...

زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست !

آنقدر سیر بخند ...

... که ندانی غم چیست !!!

 

 


 
بازگشت
ساعت ٤:۱٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱ اسفند ۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

 

همه چیزهای از دست رفته ؛

یک روز برمی گردند !!!

اما درست وقتی که ؛

یاد می گیریم بدون آنها زندگی کنیم ...


 
می گذرد ...‌؟!
ساعت ٤:٠۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ بهمن ۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

 

گفته بودم بی تو سخت می گذرد بی انصاف ... !

حرفم را پس می گیرم !

بی تو انگار اصلا نمی گذرد ... !!!


 
اسپند
ساعت ٦:۱٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٤ بهمن ۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

 

به هوای آرزوهایت ؛

اسپندی دود می کنم ...

تا دور باشد چشم بد ؛

از چشم های مهربانت !!!


 
سیب
ساعت ٤:٢٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ بهمن ۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

 

در عجبم از سیب خوردن !

... که از آن فقط چوبی باقی می ماند ...

مگر این همه چوبی که خوردیم ...

از یک سیب شروع نشد ؟!!!


 
درد
ساعت ٥:۱۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ بهمن ۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

 

دردهایت را دورت نچین ...

... که دیوار شوند !

زیر پایت بچین ...

... که پله شوند !!!


 
دلتنگی ...
ساعت ۳:٤۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٧ بهمن ۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

 

امروز ...

خاطراتت را سوزاندم !

اما بوی خوش هیزمش ؛

بی قرارم کرد ...

اتفاق تازه ای نیست !!!

دوباره دلتنگت شدم ...

 


 
دوست
ساعت ٥:٢۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ بهمن ۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

 

دوستی را که چشم انتخاب کند ؛

ممکن است محبوب " دل " نشود !

ولی آن را که دل انتخاب کند ؛

بی گمان " نور چشم " خواهد شد !!!


 
خوشبختی
ساعت ٥:٢٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٠ بهمن ۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

 

خوشبختی از آن کسی است که ...

در فضای " الحمد لله " زندگی کند ...

چه دنیا به کامش باشد ؛

... و چه نباشد !

چه آن زمان که می دود و نمی رسد ...

 ... و چه آن زمان که گامی برنداشته ،

خود را در مقصد می بیند !

چرا که خوشبختی چیزی جز آرامش نیست ...

و هر کس این موهبت الهی را دارد ؛

... خوشبخت است ...

 


 
شادی
ساعت ۸:٠٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ بهمن ۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

 

شادی ؛

نمادی از زیستن آگاهانه است ؛

و نمایشی از سپاسگزاری در برابر یزدان پاک ؛

ما وارث این تفکریم ...

شاد باش و شاد زندگی کن که ...

شاد زیستن ؛

انتخاب است نه اتفاق !!!

 


 
بن بست
ساعت ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٩ دی ۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

 

زندگی هیچ گاه به بن بست نمی رسد !

کافیست چشم باز کنیم ...

و راه های گشوده بیشماری را فرا روی خود ببینیم ...

خدا که باشد ؛

هر معجزه ای ممکن می گردد !!!

 


 
خوشبختی
ساعت ٦:۱٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۸ دی ۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

 

خانه با اولین آجر ساخته می شود ؛

و سفر با اولین قدم شروع خواهد شد ...

می بینی ؟

هیچ چیز از ابتدا کامل نبوده ؛

پس لبخند بزن ...

بگذار خوشبختی نیز به روی تو

لبخند بزند !!!

 


 
سایه ها
ساعت ۱:٥٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳ دی ۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

 

سبقت از سایه ها

به بیشتر دویدن نیست !

به سوی نور که باشی ...

سایه ها در پس تو اند !!!


 
بهترین آدمها ...
ساعت ٤:۳۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ دی ۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

 

بهترین آدمهای زندگی

همان هایی هستند که ؛

وقتی کنارشان می نشینی ...

چایت سرد می شود !

 ... و ...

دلت گرم !!!

 


 
← صفحه بعد