یاد خدا یا ...

 

ترجیح می دهم ؛

با کفشهایم در خیابان راه بروم ...

... و ....

به خدا فکر کنم ...

تا اینکه ؛

در مسجد بنشینم و به ...

کفشهایم فکر کنم !!!

 

دکتر شریعتی

 

/ 2 نظر / 6 بازدید
انسان

[تایید][تایید][تایید][تایید][تایید][تایید][تایید][دست][دست][دست][دست][دست] من کفشهامو میذارم تونایلون ومیبرم...[خنده][خنده][خنده][خنده]

محمد

بارالها! به سوی تو آمده ام تا دریابی ام، در این بی سر و سامان بازار دنیا. به سوی تو آمده ام تا از تو مدد جویم؛ یاری طلبم و بخواهم که مرا به خود وانگذاری؛ که من پوچم بی تو! اکنون که در آستانه شروع ماه مهر هستیم و سال علم آموزی جدیدی پیش روست، از تو می خواهم مرا یاری کنی تا در مسیری گام بردارم که مروّج علم و آیین تو باشم. یاری ام کن تا همواره در آموختن، حریص باشم و در ترویج آموخته هایم، سخی. یاری ام ده تا بیاموزم آنچه را تو می پسندی و دوری جویم از آنچه ناپسند توست. کمکم کن قلم که در دست می گیرم، به یاد تو باشم و آنچه می نگارم، مورد رضای تو باشد. بر صفحه تاریک دلم با قلم الهی ات نقشی بزن که تا زنده ام، به اینکه موجودی مفید فایده در هستی بی پایانت بوده ام، به خود ببالم. در این ماه مهر، از مهر بی کران خویش باز هم به من ببخش و این آغازِ دوباره را برایم آغازی مبارک رقم بزن. به لطف و کرمت، یا ارحم الراحمین!